قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
175
درة التاج ( فارسى )
يا غريب « 1 » يا معلول « 2 » . الى غير ذلك ممّا تكفل « ( ببيانه ) » المحدّثون رحمهم اللّه . ركن سيّم « 3 » علم اصول فقه و آن : علم است باصولى كى به آن توصّل كنند - باستنباط احكام شرعىّ ، « [ فرعىّ ] » از ادلّهء تفصيلىّ ، جون استنباط « 4 » قتل جميع مشركين ، الّا آنج سنّت مخصوص كرده است از نساء و اطفال و اهل ذمّت ، - ازين آيت كى : فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ . بواسطهء اين « ( اصول ) » كى : امر اقتضاء وجوب كند ، و جمع معرّف بلام اقتضاء عموم ، و عامّ را تخصيص عارض ميشوذ - تا بغايتى كى گفتهاند كى : ما من عامّ الّا و قد خصّ ، و اگر جه اين عامّ نيز بحقيقت مخصوص است - لقوله تعالى : وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ . و تخصيص كتاب بسنّت جائز باشد . ركن جهارم علم فقه
--> ( 1 ) - غريب سه گونه است نخستين حديثى كه متن آن را يك نفر روايت كرده پس در متن و سند هر دو غريب است ، دوّم آنكه تا پايان سند راوى متن يك نفر است ، ولى همين متن از جمعى معروف است پس اين خبر سندا غريب است ، سوّم حديثى كه يك نفر روايت كرده و جماعتى از او روايت كردهاند ، مانند انما الاعمال بالنّيات كه غريب مشهور است بنزد اهل سنّت ، و الّا خبر مزبور بطرق ديگر هم از ائمّه رسيده است . ( 2 ) - و حديث را معلول - يا معلّل خوانند وقتى كه به ظاهر درست است ولى عيبى دارد - كه حديثشناسان باريك بين بدان عيب پى مىبرند و بس ، و به اين كه راوى در طريق يا متن خبر منفرد است ، پس اگر راوى از طريقى حديث كند كه ديگرى از اين طريق روايت ننموده يا حديثش بىنظير يا مخالف خبر ديگر است تنهائى او در طريق يا متن و وجود خبر مخالف ديگر ، گمان معلول بودن خبر را تقويت مىكند ، - هرگاه قرائن ديگر از قبيل ارسال در خبر موصول و وقف در مرفوع و درهم شدن حديث با حديث ديگر و غير ذلك ضميمه شده باشد ، مثلا - روايت كرده است بعلى بن عبيد الطنافسيّ از سفيان الثّورى از عمرو بن دينار از ابن عمر از پيغمبر اكرم ص كه فرمود : البيّعان بالخيار ما لم يفترقا . و اين خبر عليل است ، چه راوى ابن عمر عبد اللَّه بن دينار است - نه عمرو بن دينار و راوى در سند بغلط رفته و بجاى « عبد اللَّه » « عمرو » آورده است . و نظائر اين در تهذيب الاحكام شيخ طوسيّ بسيار است . ( 3 ) - سيم در - م . ( 4 ) - استنباطى - م .